محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2293

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گفته‌اند عثمان اين همه تبعيد مىكند براى آنكه پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم حكم بن - ابى العاص را تبعيد كرده بود . گفت : « حكم از مردم مكه بود ، پيمبر خداى او را به طائف تبعيد كرد پس از آن به شهرش پس آورد ، پيمبر خدا او را به سبب گناهش تبعيد كرد و هم پيمبر او را بخشيد و پس آورد . از پس وى ، خليفه و پس از خليفه ، عمر رضى الله عنه تبعيد مىكردند . به خدا كه من بخشش را از رفتار شما ميگيرم و از خوى خويش بر آن ميافزايم . پيشامدهايى شده كه نمىخواهم ميان ما بماند ، بيمناكم و محتاط . محتاط باشيد و عبرت گيريد . » يحيى بن سعيد گويد : « يكى از سعيد بن مسيب دربارهء محمد بن حذيفه پرسيد كه چرا بر ضد عثمان برخاست ؟ » گفت : « يتيمى بود زير سرپرستى عثمان ، كه عثمان سرپرست يتيمان خاندان خويش بود و عهده دار همه شان بود . وقتى عثمان به خلافت رسيد حذيفه از او خواست كه عاملش كند . گفت : « پسركم ، اگر مورد رضايت بودى و عاملى مىخواستى ترا عامل مىكردم ولى چنين نيستى » گفت : « پس اجازه بده بروم و چيزى براى معاش خويش بجويم . » گفت ، « هر جا مىخواهى برو » و لوازم و مركب به او داد و چيز بخشيد . گويد : « و چون حذيفه به مصر رفت از جمله مخالفان وى بود كه چرا ولايتدارى از او دريغ كرده است . » پرسيد : « عمار بن ياسر چطور ؟ » گفت : ميان وى و عباس بن عتبة بن ابى لهب گفتگويى بود ، عثمان هر دو را كتك زد و اين ، ميان خاندان عمار و خاندان عتبه موجب كدورت موروث شد كه تاكنون بجاست . گويد : سعيد بن مسيب سبب كتك را به كنايه گفت . عبد الله بن سعيد گويد : از ابى سليمان بن ابى حثمه در اين باب پرسيدم ، گفت :